X
تبلیغات
رایتل

تجربیات حسن آقا...

دروغ...

 

اصولا آدم باس خیلی عجیب باشه که فک کنه طرف مقابلش چقدر خره که فکر میکنه من خرم ! آسمون ریسمون و دروغ عادیه الانه؟؟؟.و جالب اینجاس که من بسکه ملت دروغ زن دیدم جدیدا هرکی دروغ میگه عینهو فیلمای کمدی تا طرف دهنشو باز میکنه رو پیشونیش یه بیلبورد میبینم که یه نوشته متحرک روش بیشتر نیس و اونم اینه:من از تو میترسم که راستشو بگم یا اصلا حال نمیکنم بگم ، اما جان من خرشو و باور کن این گلواژه هایی رو که میگم.بدتر از همه اینه که نتونی نقش بازی کنی و طرف بفهمه که تو فهمیدی که داره دروغ میگه و ۱۰ دقه بد بیاد ماله کشی و صافکاری که اونجاس که من دیگه آمپر میچسبونم.البته عصبانیت هم چیز خوبی نیس اما چه میشه کرد که من گوشام که دراز میشه سرم درد میگیره.البته میگن دروغگو ها زیاد تته پته میکنن تو حالت تابلوش یا پلک نمیزنن و خیره میشن بدجور و یا اصلا نگا نمیکنن تو چش طرف و نگاشونو میدزدن ...بعضیاشونم من خودم دیدم آب دهنشون خش میشه و صداشون تیز میشه یا یه بنده خدایی بود تو محل کارم داش یه دروغی رو سروتهشو هم میاورد که یه هو دیدم عین لبو سیا شده ناکس...خدا پدر پینوکیو رو بیامرزه اگه واقعا کارتون نبود راس راسی بود که....به هر حال الانه دروغ گفتن زیاد راحت نیس چون مردم خیلی بدبینن و کمی هم قیافه شناس شدن و تا بخوای تیز بازی در آری میر.. بهت.ما اینجا یه دروغگوی کم حافظم داریم که آقا تا شروع میکنه گاه گداری پیاز قضیه رو زیاد کردن یه هو جو گیر میشه و از اونور بوم شاتالاپ!!!!...مثلا یه بار قضیه جن و این حرفا بود از آقا شنیدیم که دانشمندا گفتن نهنگا در اصل جنن!!! الله اکبر از این همه تخ....که جلو چار تا مرد گنده همچین چرتی بیاد سر زبونت و بعدشم بزنی تو خاکی که :به حرضت عباس...به قوران مجیت!!!!...البته دروغگو یه جورایی ترسو هس...ا گفتم اینو....یه چیز دیگه هم که داره اینه که دروغگو جماعت چل چلی هم هستن و یه پا بلبلن...فکر میکنم علتش اینه که چون تصمیم ندارن راس بگن پس محدودیت خاطره ندارن و فقط نیاز به کمی تمرین و تخیل دارن و بس و بیچاره اون الاغایی که گیر یه حرفه ایش بیفتن...میبینی طرف یه قصه سر هم میکنه بعدش تازه ملتم همونو برا هم تعریف میکنن و گاها ده دهن میگرده ...حالا داستان چیه؟!!! عوس شعر....البته نقالی و پرده خونی همیشه هم جواب نمیده و یه ریسکم داره که اینه:یه یارو پر رو تر از تو تو جمع باشه و باصطلاح مچتو بگیره و تررررر...البته کنفیش در حدیه که ممکنه آب تو مثانه آدم یخ ببنده اما امان از عوخم بشری....البته یه دروغ مصلحت انگیز هم داریم که به قول آق داداش سعدی میگه:دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز....ولی مصلحت از دید هرکسی یه چیزه و خر شدن و الاغ فرض شدن از دید همه یکسان حالا خود دانید.به هر حال اگه آدمی دروغ میگه اکثرا طبق عادته و قطعا صد بار دیگه قبلشم گفته چون اگه اهلش نباشه بمیره هم دروغ نمیگه مثلا یکیش بابای خودم که کارشو از دس داد سر بازنشستگی اما دو تا دروغ ساده نگف که اقلا خودشو گارانتی کنه و این وظیفه خطیر معمولا با منه که کفیلشم.حتی بعضی وقتا آدما به خودشون دروغ میگن و این یه بخشیش تو معتادا زیاده یعنی باور نمیکنن که گوژیدن و هی میرن جلو تا جایی که فقط دیگه دهنشون از نجاست بیرونه و تازه میگن (اونم یواشکی!!)ا ا ا معتاد شدیما ..حالا چه کنیم...در صورتیکه نفس لوامه فلان فلان شده هی میگفته اما...او به خودش دروغ میگوید(یاد دوغ افتادم الان...آی با کاکاتوش میچسبه خنک...به!)برا همینم تو فیلمایی که راجع به ترک اعتیاد میبینیم طرف اول تو کلاس خودشو معرفی میکنه و میگه:Hello I Am ADDICT !   اینم برا اینه که دیگه دهن اون دروغگوی مزور درونو ببنده که هی بش نگه تو هنوز نری..دی و میتونی بری بازم ...این دروغگوی درون دفن ترین نوع دویل هستش و احذروها...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 02:47 ب.ظ | نویسنده: ا | چاپ مطلب
نظرات (4)
یکشنبه 5 مهر‌ماه سال 1388 10:16 ق.ظ
حقیقت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
رفتار خود ما آدم هاست که باعث تایید حرف هایی(دروغ؟) که در موردمون میزنن میشه.
یکشنبه 5 مهر‌ماه سال 1388 08:47 ب.ظ
خداحافظ برای همیشه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنون.
شما یه بار دیگه به من اثبات کردید که تلاش برای فهمیدن و فهماندن آدم هایی که خیلی با من فرق دارن بیهوده س هر چند از دید روانشناسی این کار آدمو پخته میکنه ولی هرجوری که فکرشو میکنم خام بودن و بودن با معدود آدمهای شبیه خودم بیشتر حال میده.(حیف پولیکه بدم روانشناس ها عمرا بشه ادمم کرد!)
درضمن همه آدمها به نظر خودشون تو اوج آسمونن(حداقل خدا رو شکر دور و بر من که اینطوره)ولی به چه قیمتی تو اوج بودن مهمه .با خیال راحت بدون اینکه کسی رو زیر بگیری تو اوج باشی مهمه.
راستی راحت باشید بلاگاتونو میگم هر چی دوست دارید بنویسید اگه بلاگ جز حریم شخصی حسابه یه جوری مشخصشون کنید نیام فضولی شه!
این روزها زنگ تفریحم شده دیدن بلاگهای ادبی .رومانتیک و شعر.... و واقعا موندم(کم مونده شاخ درآرم!) که چرا هر بلاگی که جالبه مال شماست(شاید هم توهمه منه شاید این بلاگم مال شما نیست اصلاشاید شما شما نیستید منم خودم نیستم هستم؟خلاصه دیوانه شدم زنگ تفریحم شده شکنجه)
به هر حال یاوبلاگ های شما زیادن یا وبلاگ جالب کمه یا نوشته هاتون سرگرم کنندن(البته بیانتون خیلی زیباست ولی اعتقاداتونو...؟متفاوته با من)
اگرم دو ماه پیش حرفی زدم که باعث نگرانیتون شده ببخشید.من واقعا دوست ندارم تو دل کسی رو خالی کنم قصدشم نداشتم. انقدرم پیچیده حرف میزنید که نمی فهمیدم مسبب ترس منم یا نه بیخودی نخود آش نشم!البته اگه توصیه مشاور مبنی بر کات فوری و همه جانبه هر گونه رابطه آسیب زننده نبود با 1%احتمال هم نخود آش شده و خیالتونو راحت میکردم به هر حال ازاونجا که اصلاح شدنی نیستم بعد دو ماه کار خودمو کردم فقط برای خیال احیانا نگران شما. اگرم حرفی زدم که ناراحتتون کرده مسلمون حقتون بوده!(جون مادرتون نرید تو یه بلاگ دیگتون فحشم بدید. بچه الان اصلا تحملشو نداره! هر چی تو کل عمرمون نشنیده بودیم نثار کردید. به خدا به اندازه کافی برای خودم آبدیده و فحش دیده شدم!)
در ضمن باز نخود شم اگه با من بوده اید بچه س ولی عقلش می رسه چیرو کجا بگه چیرو نگه و هیچ اطلاعاتی نداده (خداییش هیچی هم نبوده !خودمم باورم شده!) احتمالا کار صیدهاتون بوده که همگی به روانشناس و شاید بعدشم تیمارستان پناه بردن!!! که اگه مخاطب همونها بودن مشکل خودشون بوده بیخودی ما همه بدوبیراه هارو به جون خریدیم!
خوب امیدوارم حل شده باشه دیگم فحشم ندید.
داشت یادم میرفت اگه دوست نداریدبیام بلاگاتون بگید. اصلا میخواید معلوم کنید کدوم مال شماست(می خواین پرچم بزنین مرز بندی کنید!)راستی یه سوال خیلی تو خماریشم از کجا میفهمید کی میآد بلاگتون؟یعنی علم انقدر پیشرفت کرده؟ خواهشا با زبان من جواب بدید اگه نه نمی خوام اصلا.
مشاور حداقل این خاصیتو داشت که یاد بگیرم متمدنانه و روشنفکرانه رابطه(خداییش رابطه نیود)رو کات کنم وبگم خدانگهدار امیدوارم همیشه پرواز اون بالا بالا ها بهتون خوش بگذره ( البته پرواز منصفانه)
پاسخ:
ببخشین که به جا نمیارم!
دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388 09:03 ب.ظ
شوکا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پوووووفففففففففففف این پستت یه طرف این کامنته یه طرف!!! باز کی رو پیچوندی؟؟ نمیشه آدرس اون یکی وبلاگهات رو به من هم بدی لطفا ؛؛)
پاسخ:
مثکه اشتب شده
یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1388 10:16 ب.ظ
یک زن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
تصمیم گرفتم وقت بذارم و وبلاگتون رو بخونم.از هر چیز تازه و نویی خوشم میاد و گمون میکنم اینجا تازه اس.
چون پراکنده نگاه سطحی انداختم نطر خاصی نمیدم تا همه رو بخونم.
موفق باشید.
پاسخ:
مشرف . البته نه از نوع پرویزش!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد