X
تبلیغات
رایتل

تجربیات حسن آقا...

یاد ایام گذشته...

در عنفوان چکامه پدر سوخته بازی های نوجوانی روزی از روزها پس از قیلوله نیمروزی مکشوف شد که بیل مکانیکی شهرداری جهت عملیات گاز رسانی به در و دهات ما با یک عدد تراکتور بیل مکانیکی دار!جلوی منزل ما را به عمق ۲ متر حفر نموده و با یک تیر ۲ نشان هم زده بود و رفته بود بالا بیلش و شاخه های درختی رو که به سیم های برق گیر کرده بود زرت و زرت اره کرده بود و کلی شاخ و برگ تو کوچه جم شده بود و در آنی به سر کچل اینجانب زد که برگها را بر روی چاله فوق نهاده بلکم یه بنده خدایی بیوفتد توش و دک و دهنش سرویس شود و ما کلی خر کیف شویم لهاذا هوا که تاریک شد عملیات فوق را به منصه ظهور رساندیم و چشمتان روز بد نبیند که هنگام صبح برای خرید نان به زور دگنک از منزل خارج و کورمال کورمال همچون تاپاله ای تهی از شعور گل سرخ در اندرون چاله بیوفتادیم و ....فهمیدم ضرب المثل چاه نکن بهر کسی یه فولکلر واقعیه!

تاریخ ارسال: دوشنبه 4 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 07:47 ق.ظ | نویسنده: ا | چاپ مطلب 5 نظر
( تعداد کل: 21 )
<<   1      2   
صفحات