تجربیات حسن آقا...

دروغ...

 

اصولا آدم باس خیلی عجیب باشه که فک کنه طرف مقابلش چقدر خره که فکر میکنه من خرم ! آسمون ریسمون و دروغ عادیه الانه؟؟؟.و جالب اینجاس که من بسکه ملت دروغ زن دیدم جدیدا هرکی دروغ میگه عینهو فیلمای کمدی تا طرف دهنشو باز میکنه رو پیشونیش یه بیلبورد میبینم که یه نوشته متحرک روش بیشتر نیس و اونم اینه:من از تو میترسم که راستشو بگم یا اصلا حال نمیکنم بگم ، اما جان من خرشو و باور کن این گلواژه هایی رو که میگم.بدتر از همه اینه که نتونی نقش بازی کنی و طرف بفهمه که تو فهمیدی که داره دروغ میگه و ۱۰ دقه بد بیاد ماله کشی و صافکاری که اونجاس که من دیگه آمپر میچسبونم.البته عصبانیت هم چیز خوبی نیس اما چه میشه کرد که من گوشام که دراز میشه سرم درد میگیره.البته میگن دروغگو ها زیاد تته پته میکنن تو حالت تابلوش یا پلک نمیزنن و خیره میشن بدجور و یا اصلا نگا نمیکنن تو چش طرف و نگاشونو میدزدن ...بعضیاشونم من خودم دیدم آب دهنشون خش میشه و صداشون تیز میشه یا یه بنده خدایی بود تو محل کارم داش یه دروغی رو سروتهشو هم میاورد که یه هو دیدم عین لبو سیا شده ناکس...خدا پدر پینوکیو رو بیامرزه اگه واقعا کارتون نبود راس راسی بود که....به هر حال الانه دروغ گفتن زیاد راحت نیس چون مردم خیلی بدبینن و کمی هم قیافه شناس شدن و تا بخوای تیز بازی در آری میر.. بهت.ما اینجا یه دروغگوی کم حافظم داریم که آقا تا شروع میکنه گاه گداری پیاز قضیه رو زیاد کردن یه هو جو گیر میشه و از اونور بوم شاتالاپ!!!!...مثلا یه بار قضیه جن و این حرفا بود از آقا شنیدیم که دانشمندا گفتن نهنگا در اصل جنن!!! الله اکبر از این همه تخ....که جلو چار تا مرد گنده همچین چرتی بیاد سر زبونت و بعدشم بزنی تو خاکی که :به حرضت عباس...به قوران مجیت!!!!...البته دروغگو یه جورایی ترسو هس...ا گفتم اینو....یه چیز دیگه هم که داره اینه که دروغگو جماعت چل چلی هم هستن و یه پا بلبلن...فکر میکنم علتش اینه که چون تصمیم ندارن راس بگن پس محدودیت خاطره ندارن و فقط نیاز به کمی تمرین و تخیل دارن و بس و بیچاره اون الاغایی که گیر یه حرفه ایش بیفتن...میبینی طرف یه قصه سر هم میکنه بعدش تازه ملتم همونو برا هم تعریف میکنن و گاها ده دهن میگرده ...حالا داستان چیه؟!!! عوس شعر....البته نقالی و پرده خونی همیشه هم جواب نمیده و یه ریسکم داره که اینه:یه یارو پر رو تر از تو تو جمع باشه و باصطلاح مچتو بگیره و تررررر...البته کنفیش در حدیه که ممکنه آب تو مثانه آدم یخ ببنده اما امان از عوخم بشری....البته یه دروغ مصلحت انگیز هم داریم که به قول آق داداش سعدی میگه:دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز....ولی مصلحت از دید هرکسی یه چیزه و خر شدن و الاغ فرض شدن از دید همه یکسان حالا خود دانید.به هر حال اگه آدمی دروغ میگه اکثرا طبق عادته و قطعا صد بار دیگه قبلشم گفته چون اگه اهلش نباشه بمیره هم دروغ نمیگه مثلا یکیش بابای خودم که کارشو از دس داد سر بازنشستگی اما دو تا دروغ ساده نگف که اقلا خودشو گارانتی کنه و این وظیفه خطیر معمولا با منه که کفیلشم.حتی بعضی وقتا آدما به خودشون دروغ میگن و این یه بخشیش تو معتادا زیاده یعنی باور نمیکنن که گوژیدن و هی میرن جلو تا جایی که فقط دیگه دهنشون از نجاست بیرونه و تازه میگن (اونم یواشکی!!)ا ا ا معتاد شدیما ..حالا چه کنیم...در صورتیکه نفس لوامه فلان فلان شده هی میگفته اما...او به خودش دروغ میگوید(یاد دوغ افتادم الان...آی با کاکاتوش میچسبه خنک...به!)برا همینم تو فیلمایی که راجع به ترک اعتیاد میبینیم طرف اول تو کلاس خودشو معرفی میکنه و میگه:Hello I Am ADDICT !   اینم برا اینه که دیگه دهن اون دروغگوی مزور درونو ببنده که هی بش نگه تو هنوز نری..دی و میتونی بری بازم ...این دروغگوی درون دفن ترین نوع دویل هستش و احذروها...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 02:47 ب.ظ | نویسنده: ا | چاپ مطلب 4 نظر

روشن

آزمایش میکنیم ۱ ۲ ۳ ...آزمایش میکنیم...پووووف!!! پووووووف٬٬٬!!!

تاریخ ارسال: دوشنبه 30 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 12:03 ب.ظ | نویسنده: ا | چاپ مطلب 3 نظر